تبليغاتX
مرگی که در غیاب شما احتمالی است
 

اصلا برام مهم نيست ...

چي ؟ كي ؟ نمي دونم ؟ من كي هست ؟ تو كي هستم ؟ واژه ها براي چه خلق شده است ؟ اصلا به كار بردن واژه ها به اين صورتي بهتر است يا به رنگهاي ديگر ... اصلا من به سياست كاري ندارم من خوشحالم فقط ...

من فقط ميدونم همسايه ي يه آقاي كريم هستم ... باور نداري نداشته باش !

من با غزلي قانعم و با غزلي شاد

تا باد ز دنياي شما قسمتم اين باد          محمدعلي بهمني

اصلا من با چه زباني بگم ؟ چطور بگم !

من ... يعني سيدحسن مبارز .. گاهي اوقات جنون به سرم مي زنه ! تا حالا شده اينجوري باشي !

 من خوشحالم

من خوشحالم

من خوشحالم !

خدايا شكرت كه همسايه ي امام رضا هستم

يه قولي به همه ي دوستان  ميدم  ــــــــ   روز ولادت از طرف همتون ميرم زيارت آقا

يك رباعي تكراري و يك غزل تازه لطفا  خوب خوب نقدش كنيد !

 

خورشيد جهان و پر فروغ است حرم

در جذب دل آخر نبوغ است حرم

كي محضر پاكشان شرفياب شوم

هر وقت كه مي روم شلوغ است حرم !

 

و غزل

 

تا زمين خورد پر از حادثه شد در جا زد

سر به ديوار غم آن طرف صحرا زد

 

دل ؛ پريشان شدو دستور جنون صادر كرد

اشك جاري شد و خود را به دل دريا زد

 

راه ديدار تو سخت است كه چشم خورشيد

مهر تاييد به پيشاني اين معنا زد

 

وسعت حرف تو و معحزه و آهو ها

برد با آن دهني بود كه اين ها را زد

 

از دل آه پدر تا حرمت راهي نيست

فكر ديدار تو ديشب به سر بابا زد

 

ياعلي

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط سیدحسن مبارز در 88/08/05 و ساعت 19:56 |